فن فیک یونجه ای
yunjae is real
درباره وبلاگ


به کانال ما در تلگرام بپویندید تا از اخرین خبرهای یونجه مطلع شوید.
yunjaepeia@
توی این وب فقط فیک ها و ترجمه ها از همه کاپل های TVXQ & JYJ قرار میگیره .
NOVA-NIKI-NAFAS
نویسندگی و ترجمه در این وب، تنها بعد از تایید تیم مدیریت ما، ممکن می باشد.
در صورت تمایل به ادمین پیام بدهید.

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 27 فروردین 1395 :: نویسنده :


درووووووووووووووووود بر همگی
وقتتون بخیر
خب این فیک هم تموم شد
با تمام خوبیها و بدیها و شادی ها و غم هاش
امیدوارم خوشتون اومده باشه و دوسش داشته باشین
خب امیدوارم تمام کاستی های من در مورد اپ رو ببخشید ....
نمیدونم باز هم فیکی از عسل جون اینجا اپ بشه یا نه ... بستگی به خود عسل جون داره
فایل کامل فیک رو گذاشتم ...
بابت اینکه هنوز کامنت هارو جواب ندادم معذرت
در اولین فرصت همه کامنتها رو جواب میدم
از اینکه فیک رو دوس دارین و همراهمون هستین ... ممنون
بدرووووووووووووووووووووووووووووود







نوع مطلب :
برچسب ها : I'M A Man،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 اسفند 1394 11:06 ق.ظ
کایسا جان بخاطر لطفی که بهم داشتی واقعا سپاس
WOW
ممنون میشم بازم اگه موردی بود حتما بهم بگی
در مورد یونهو و ججونگ فک کنم آره حق با شماست...
واو... چیزایی که گفتی فوق العاده بودن... قطعا با یه بار خوندن درکشون نمیکنم چون چیزایی که گفته بودی حرفای زندگی بودن
از اینکه بهم لطف داری واقعا سپاس و از اینکه میخونی و راهنماییم میکنی و کمکم میکنی و همه اینا سپاس
خوشحال میشم بازم پیشم باشی و حمایتم کنی و با نظرات بهم چیزای جدید یاد بدی
یکشنبه 23 اسفند 1394 08:22 ق.ظ
ادامه:
اینكه جفتشون به احساس میرسن عشق انقدر خودخواهی نداره عشق انقدر درد و ناامنی و تحقیر نداره و رابطه شون اینبار قراره كه درست شكل بگیره كه یونهو حاظره واسه جبران گذشته چیكار كنه و...چی میشه اگه ججونگ معروف شده باشه و حالا كسی كه عاشقش شده باشه واقعا جلو بیاد و چیزیو بهش بده كه ارزوش باشه یونهو براش انجام بده خیلی چیزا
درسته همه جا میگن عشق درد داره ولی رك بگم عشق دو روزه ای كه تو پارتی و خیابون میبینی دو سوته عاشق و بعدم دلتو میزنه و...!!!! عشق با شناخت میاد اون حس ارزشمند دوست داشتن امنیت و ارامش داره محافظت میاره غرور و خودخواهی كم میكنه واسه همین نمیتونم بگم عشق،البته موافقم حس ججونگ یه حماقت بی حد و مرزه
و نفرت و عشق خیلی نزدیكن تو این رابطه ها یه نفرت موندگار شاید نباشه چیزی كه عشق( البته اگهههه عشق باشه!) از بین میبره بی تفاوتیه كاملا خنثی نسبت بهش
اینكه زنده مرده زجر و خوشی هیچیش برات فرق نداشته باشه كه یه بار گریه هاتو كنی ناراحتی تو بریزی بیرون و دیگه تموم
پس بگو از بس خودت مهربونی عزیزم ولی ناراحت نشی اینجوری تو زندگی اسیب پذیرتری همیشه مهربون و بخشیدن خوب نیست
به هرحال تو اینجا واقعا شخصیت قوی ججونگ برای خود من اصلا جا نیفتاده غیر قابل باوره
بیشتر تنها چیزی كه میبینم ضعف و وابستگی توسری خور بودنشه
واووو چقدر حرف زدم چون دوست داشتم گفتم نظرمو بگم البته دیگه تا اخر فیك ساكت میمیونم كه چی قرار بشه
یکشنبه 23 اسفند 1394 08:12 ق.ظ
ممنون عزیزم از جواب كاملت
درسته از گذشته فلش بك هایی داریم ولی مثلا چطور اشنا شدنشون و... میتونه عنوان بشه البته نه فقط فلش بك بعد همه ی این اتفاق ها بالاخره این وسط خیلی چیزا دیگه مثل قبل نیست مثل چینی بند زده سر همم بشه جاش هست و خودشو نشون میده تو زندگیشون چه تاثیری داره؟
یا اینكه یونهو تغییر میكنه یا عوضی خودشیفته سنگدل! باقی میمونه
البته تصاد شخصیت ها جالبه این جه دقیقا نقطه مقابل شخصیت یونهو به خاطر گذشته ای كه داشته
راستش من نمیتونم به حس هیچ كدوم اینا اینجا بگم عشق درسته فیك عاشقی و... ولی من موقع خوندن حتی فیكم تحیللش میكنم ججونگ به خاطر حس نا امنیش كه اینكه تنها نمونه ترس هاش و اینكه شدید میخواد یكیو داشته باشه كه براش جای خونواده اش باشه اینجوری مونده وگرنه اگه عشق تنها بود كاملا متضاد شخصیت قوی هست كه بقیه از ججونگ به یاد میارن اون واقعا یه مرده هرچقدرم عاشق غرورش رو داره تحمل و مقاومتش بیشتره اینكه این همه سال تو این رابطه دووم اورده از سر عشق نبوده یونهو هم كه انحصار طلب و حق به جانب و... است شاید براش اثبات نقطه قدرتش مقابل پدرش بوده یا خوب كی بدش میاد كسی باشه به هرسازش برقصه خصوصا با شخصیت یونهو؟
به نظرم تو جلد دومی اگه باشه باید به عشق رسیدن جفتشون نشون داده بشه
یکشنبه 23 اسفند 1394 02:35 ق.ظ
داستان زیبا و البته عجیب و غربیه
ممنون و موفق باشی
یکشنبه 23 اسفند 1394 12:46 ق.ظ
Hanaجان
یکشنبه 23 اسفند 1394 12:42 ق.ظ
(بقیه پایینی)
هرچند که یونهو رفتارش یکم...ولی خب همین یونهو قلب ججونگ برده!برای همین ججونگ بیشتر از اونی که نگران روح ویران شدش باشه ع ا ش ق یونهوئه!شاید یه ع ش ق کور یا شاید یه محبت بی حد و اندازه!نمیدونم شایدم اسمش حماقته!
آخه من خودم بیشتر از اونی که بخوام از یکی بدم بیاد سعی میکنم دیگران دوست داشته باشم حتی اگه...
یه بار یکی که خون به جگیرم میکنه گفت خیلی ازت خوشم میاد با اینکه این همه اذیتت میکنم هیچی نمیگی...
شاید برای همین شخصیت ججونگ اینجوری شده،غیرواقعی...تقصیر منه ولی خب ججونگ بعد از این همه ع ش ق بی حد و مرزی که به یونهو داره نمیتونه دوسش نداشته باشه!هرچند که میگن بین ع ش ق و نفرت هیچ فاصله ای نیس اما بلد نیستم از ع ش ق به نفرت برسم!اگه ع ش ق ه تا ابد باید ع ش ق باشه
یا شایدم چون هنوز جوونم هیچی بلد نیستم
نمیدونم
چقدر حرف زدم...
یکشنبه 23 اسفند 1394 12:35 ق.ظ
درود کایسا عزیزم...
من ممنونم که میخونین و راهنماییم میکنین و کمک میکنین؛ هرچند که نوشتمش اما از ایده ها و نظراتون چیزای زیادی یاد میگیرم...
جلد2...من همیشه تا میام بی خیال نوشتن بشم و بگم این نصفه ها را تموم کنم دیگه ننویسم هی یکی یه پیشنهاد جالب میده...هیچوقت بهش فکر نکرده بودم اما خب مثلا چی بنویسم؟
خب میدونی زندگی ججونگ وقتی بچه بوده اونقدرا جالب و آسون و راحت نبوده!بخشی از گذشتش که میدونین و جلوتر نحوه آشناییش با یونهو یا بقیه چیزا رو توضیح دادم...
شنبه 22 اسفند 1394 11:54 ب.ظ
کسی آدرسی از یونهو نداره؟! به اضافه یه اسلحه؟! باهاش یه کار کوچیک دارم!
شنبه 22 اسفند 1394 11:52 ب.ظ
سلام عسل جان
مرسی كه جواب میدی
فكر كنم من بد فهمیدم واسه اینه تو راهم تو ماشین شاید خودم بد خوندم
ولی یونهو من هرچی فكر میكنم زیادی خوش خوشانشه
مخصوصا با حرفاش اینجا یه عوضی از خود متشكر خودخواه با اون پدرش
خیلیییییی غم انگیزه
واقعا ٧ سال بردگی ولی اینجا ٧ سال روحش برده بوده زخم خورده
كسی كه جمسا اسیره امید ازادی داره انگیزه داره میجنگه هر زخم بدنی خوب میشه ولی بعضی وقتا قلب و روحت جوری تیكه میشه مهم نیست بعدش چی میشه هم باز قابل برگشت نیست همیشه دردناك میمونه همیشههه
به نظرم اگه این فیك با بهم رسیدنشون تموم میشه واقعا عالی میشه یه فیك واسه بعدش بنویسی خیلی چیزای جالبی میتونه مطرح بشه
مثل جلد ٢
شنبه 22 اسفند 1394 11:36 ب.ظ
کایسا جان
بابت ضرب المثل سپاس...
هممم
راجب یونهو!
فک نکنم بلای خاصی سرش آورده باشم اما احتمالا یه کوچولو معنی از دست دادن ججونگ نشونش دادم!
شنبه 22 اسفند 1394 11:13 ب.ظ
کایسا جون بهتره امیدوار باشیم بیشتر از این بلایی سر ججونگ نیاد و نیاورده باشه و نیارن؛ یونهو پیشکش!
اممم خونه جونگمین...
کجاش گیج کننده بود؟
یوچان و جونسو خونه جونگمین بودن،حالا دلیلش جلوتر گفتم اما بازم اگه معلوم نشد حتما بگو تا بگم
و اینکه کی با کی ازدواج کرده قسمت بعد معلوم میشه
اما اگه خوب توضیح نداده بودم و گیج کننده بود حتما بگو
شنبه 22 اسفند 1394 10:50 ب.ظ
واقعا حتی یه بلای كوچیك هم سر یونهو نمیاد؟
فقط این پارتش كمی گیج كننده بود من نفهمیدم كی با كی ازدواج كرد
كی به كی بود تو خونه جونگمین!
ممنون بابت پارت جدید
شنبه 22 اسفند 1394 09:45 ق.ظ
این جمله الان مصداق بارز وضع ججونگه:
به خاطر هیچكس دست از ارزش هایت نكش چون زمانی كه از تو دست بكشند تو می مانی و یك من بی ارزش
شنبه 22 اسفند 1394 08:20 ق.ظ
الان من تکلیفم با خودم مشخص نیست..
نمیدونم دوست دارم حجونگ روی پای خورش وایسه و دیگه طرفه یونهو نره یا دوست دارم بخاطر این همه سختی که بخاطر یونهو کشیده برگرده و حقشو بزاره کف دستش... اتوکه؟
خیییلی ممنونم.. منم برم ببینم میتونم خودمو قانع کنم با نه...خخخ
جمعه 21 اسفند 1394 09:57 ب.ظ
من دو پارت عقب موندم هیییی وایییی.هرچی بیشتر میگذره بیشتر از یونهو عصبانی میشم بعد از اینکهه ججونگ ترکش کرده بجای اینکه ناراحت باشه با عفریته خانم میره رستوران ایششش کاش ججونگ موفق بشه مشهور بشه بهد یونهو بی افته ب پاش محلش نزاره بهد با یکی دیگه جلو چشمای یونهو رابطه برقرار کنه از روشش واشه متقاعد کردنه خانواده ی تومین خوشم اومد اگه دروغ میگفتن تومین مجبور بودن تا اخر عمرشون رابطشونو پنهان کنن ججونگ چون از رابطه ی پنهانی چند سالش خسته شده بود حاضر نشد ی زوجه دیگه هم رابطه پنهانی داششته باشن عزیزم خیلی ماهه گناه داره این حقش نبود یونهوو خان ایشش.مرسیییییییی زیاد خسته نباشی
پنجشنبه 20 اسفند 1394 07:55 ق.ظ
سلام
اشكو در اورد
خیلییی غمگین كننده است خدا تقریبا ٩ سال زندگیشو واسه كسی داده كه هیچ ارزشی براش قائل نبوده بهترین و قشنگترین دهه عمرش
هنوزم دیر نشده داستانو عوض كنی و یونهو رو بكشیا
یا حداقل ججونگ یه عشق واقعی پیدا كنه نه یونهو خودخواه. عوضی ...
پنجشنبه 20 اسفند 1394 04:33 ق.ظ
من تا الان فیکو دانلود کردم ولی هنوز نتونستم بخونمش. میخواستم از زحماتتون تشکر کنم. مرسییییییییییی
پنجشنبه 20 اسفند 1394 01:58 ق.ظ
الهی بمیرم..... چه بلایی آورده این یونهوی نامرد سرش..
به بهانه عشق چیزی براش باقی نذاشته...هیچییییی
ممنون عزیزدل
پنجشنبه 20 اسفند 1394 01:11 ق.ظ
هر قسمت بیشتر از دست یونهو عصبانی میشم . بمیرم واسه جه چقدر تحمل کرده.جونگمینم وارد میشود
پنجشنبه 20 اسفند 1394 12:40 ق.ظ
هر روز بیشتر از دیروز از یونهو عصبانی میشم!
امیدوارم به خاطر تمام کارهایی که با ججونگ کرده تنبیه بشه
پنجشنبه 20 اسفند 1394 12:19 ق.ظ
مرسیووووووو....
خیلی قشنگه^^اصن حال میکنم باش^^
چهارشنبه 19 اسفند 1394 07:49 ب.ظ
تمین؟ چیکار کرد؟
چهارشنبه 19 اسفند 1394 05:57 ب.ظ
این تمین چه وحشی هست ،
ججونگ برگرد:-)
فکر کنم فقط من اینجا دلم میخواد برگرده :-)
مرسیییی عزیزم
چهارشنبه 19 اسفند 1394 03:26 ب.ظ
کایسا جان...
ببخش که اذیت میشی...امیدوارم یونهو به این زودیا پیداش نشه...

یکی از دوستان گفته بود رسمی ننویسم...اینو نوشتم ولی برای کاری بعدی حتما برای ویرایش یه نفر پیدا میکنم زحمت بهش میدم که ترمیمش کنه...
از همگی سپاس
سه شنبه 18 اسفند 1394 07:18 ب.ظ
عسل جونم
ممنون كه جواب میدی
راستی من اذیت نشدنم واسه این بود قبل فیكت ارام بخش میخونم دوساعتم قر میدم كلی اهنگ شاد بعد میخونم وگرنه تا اخرش یه افسرده داغون میشم از دست یونهو
سه شنبه 18 اسفند 1394 12:20 ب.ظ
بهتره امیدوار باشیم یونهو به این زودیا پیداش نشه....
هممم
کایسا جان خوشحالم که این دفه خیلی اذیت نشدی
Hanaجان ججونگ انقدر توی ع ش ق یونهو غرق بوده و هست که برای اینکه ثابت کنه بدون یونهو میتونه باید دست از ع ش ق بکشه...
Naziجان خوشحالم دوسش داشتی
سه شنبه 18 اسفند 1394 01:06 ق.ظ
دست شما پنج انگشت^^خیلی قشنگ...خیلی عالی...
دوشنبه 17 اسفند 1394 11:17 ب.ظ
امیدوارم ججونگ از پس زندگیش بر بیاد و به یونهو ثابت کنه که بهش احتیاجی نداره
چرا از یونهو خبری نیست؟!
دوشنبه 17 اسفند 1394 09:56 ب.ظ
عجب جی جی باهوشی
خوشم اومد از این قسمت حسابی
دوشنبه 17 اسفند 1394 09:33 ب.ظ
سلام عزیزم
ممنون بابت پارت جدید
وای خدا ججونگ چقدر مظلومههههههههه
یونهو غاصب ظالم سواستفاده گر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 31 تا 60