تبلیغات
فن فیک یونجه ای - Turn my heart to your side
 
فن فیک یونجه ای
yunjae is real
درباره وبلاگ


به کانال ما در تلگرام بپویندید تا از اخرین خبرهای یونجه مطلع شوید.
yunjaepeia@
توی این وب فقط فیک ها و ترجمه ها از همه کاپل های TVXQ & JYJ قرار میگیره .
NOVA-NIKI-NAFAS
نویسندگی و ترجمه در این وب، تنها بعد از تایید تیم مدیریت ما، ممکن می باشد.
در صورت تمایل به ادمین پیام بدهید.

مدیر وبلاگ : nova
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 2 مرداد 1397 :: نویسنده : Bell


نام فیک : 
Turn my heart to your side 

ژانر : 
Historical, Romance , Age gap , cross dressing , Dirty talk ,  Nc

رده سنی : 
+17


نویسنده : 
nikii_bell

پارت سوم آپ شد









نوع مطلب : فیک - Turn my heart to your side ( نیکی )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 5 مهر 1397 11:25 ب.ظ
ظاهرا هیچ کدوم از داستانای این وبلاگ نصفه ول نمیشه ولی وضع اپ شدن جوریه ک اگه نصفه ول بشه نویسنده سنگینتر باشه
یکشنبه 28 مرداد 1397 02:12 ق.ظ
واییییی این فیک محشرههههه...بیچاره چانگ ووک..دلم براش تنگ شده..خخخخ.عزیزم کی اپ میکنی؟؟کاش زودتر اپ کنییی...فقط اگه میخوای نصفه ولش کنی...یا شایدم ولش کردی یه خبر بده ک دیگه بهش فکر نکنم....صبرکردن وحشتناکه..مخصوصا وقتی جای حساس تموم شده باشه>_<
Bell توی این هفته همشونو میذارم عزیزم ،مرسی که میخونی *__*
خوشحالمم که دوسش داری .
نه عشقم همه ی داستانایی که من نویسندشم نصفه رها نمیشه
جمعه 5 مرداد 1397 06:43 ب.ظ
آآآآآآخخخخخخخی,چه قدر گوگولیه یونهو.
فقط کنجکاوم بدونم اون خواهر بزرگه میدونه, جی یون, ججونگه یا نه؟؟؟ خود جی یون کجاس پس؟؟؟
دم یوچون گرم
Bell یونهوی خودددار :))
آره خواهر بزرگه میدونه :))
جی یونم که یه زاضه بهت نمیگم P:
جمعه 25 خرداد 1397 09:07 ب.ظ
هلوووو رایتر.عادیه برام یکم گنگه یا من نگرفتم موضوعو؟
Bell سلام عشق
قسمت بعدو بذارم برات واضح تر میشه .اما الام طی چند خط برات قسمت یکشو میگم *__*
اول داستان از جایی شروع میشه که یونهو ۱۶ سالشه و قراره با کسی که از خودش ۱۲ سال بزرگتره ازدواج کنه و فوق العاده ناراضیه .
این وسط برخوردی با یه پسر بچه داره، بعدش مادرش بهش یه نفر دیگم معرفی میکنه که خواهر همونیه که امشب قراره باهاش ازدواج کنه و شدیدا این دختر بچه یونهو رو یاد پسر بچه ای میندازه که دیده .
بعد داستان میره ۱۲ سال بعد که یونهو امپراطور شده و الان دوتا زن داره ،همون که باهاش ازواج کرد ۱۲ سال پیش + همون دختر بچه ای که خواهر همون ملکه ی الانه .
یونهو عاشق همین همسر دومشه یعنی همون دختر بچه که الان شده ۱۸ سالش ...حالا باید ببینیم این دختر خانوم واقعا دخترِ یا که چی؟ :)))))
پنجشنبه 24 خرداد 1397 01:53 ق.ظ
خیلی جالب بود. حسم میگه اون پسر محافظه یه چیزایی میدونه یا نقشه هایی داره.
Bell مرسی عزیز دلم *__*
یونهوم که احساس خطر زیادی کرده :)) پسره ی حسود :))
چهارشنبه 23 خرداد 1397 08:49 ب.ظ
سلام نیکی جون.خیلی خوب بود.این داستان چن قسمته؟کی به کی اپ میکنی؟یه خواهش فقط میشه یه برنامه ی منظم برای اپ داستان هات بذاری،اون وقت ازاینی که هست هم عالیتر میشه .من همه ی داستاناتو دوس دارم به خصوص بین شبنم و کریستالو..راستی اون چن قسمته و اونو کی به کی اپ میکنی؟مرسی بابت زحمت هات خسته نباشی..
Bell سلام عزیز دلم ، تقریبا فکر‌کنم ۵ یا ۶ قسمته ‌.
قرار بود تک شات باشه اما من :)) یکم عادت دارم زیاد بنویسم دیگه شد چند شات .
خیلی دوست دارم روز مشخصی و بگم اما دلم نمیخواد بد قول بشم :(
برای همین روز خاصی رو نگم بهتره ولی به نوبت تمامی داستانارو آپ میکنم *__*
بین شبنم و کریستال طولانی تره و به احتمال خیلی زیاد دو فصل میشه .
فدات بیشم عزیز دلم مرسی که میخونی و نظرتو بهم بگی
سه شنبه 22 خرداد 1397 10:58 ب.ظ

یعنی با ترس دارم کامنت میزارمااااااا ... ریپور.ت نشممممم از صحنه روزگار.چه کردی با من, با خودت؟؟ با کتاب؟؟ با کتاب خوانی؟؟ با فلسفه؟؟ با سنت ها؟؟ با تاریخ؟؟ با دهان مخاطب؟؟ کاش پر قدرت باشیییی کماکان...تو فقط باش ...
Bell ساختار شکنی ذهن من داره کم کم شدید میشه :)) میس مدیر بیا و کمش کن :)) با یه داستان شاد و طنز ...
البته این داستان جدیدت به قدری زیبا و دلنشینه که هرچی غم و ناراحتی و غصه بود شست و رفت ...
این داستانو خودمم دوس دارم :)) متفاوت نویسی گاهی خوبه ولی تهش میبندن اینجارو :)) بخاطر اشاعه ی خاکبرسری :)) .‌‌‌
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر