فن فیک یونجه ای
yunjae is real
درباره وبلاگ


به کانال ما در تلگرام بپویندید تا از اخرین خبرهای یونجه مطلع شوید.
yunjaepeia@
توی این وب فقط فیک ها و ترجمه ها از همه کاپل های TVXQ & JYJ قرار میگیره .
NOVA-NIKI-NAFAS
نویسندگی و ترجمه در این وب، تنها بعد از تایید تیم مدیریت ما، ممکن می باشد.
در صورت تمایل به ادمین پیام بدهید.

مدیر وبلاگ : nova
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 1 شهریور 1397 :: نویسنده : Bell

عنوان: گناه شیرین / Sweet sin 
کاپل : siwon/jae, yunho/jae
ژانر: Angst, Treason
تعداد قسمت: ۱  _ فایل کامل گذاشته شده
گروه سنی: 18-
خلاصه: شیون و ججونگ یه زوج خوشبختن و میخوان سالگرد ازدواجشونو جشن بگیرن که یه مهمون ناخونده براشون میاد!


تعداد قسمت: ۱

خلاصه: شیون و ججونگ یه زوج خوشبختن و میخوان سالگرد ازدواجشونو جشن بگیرن که یه مهمون ناخونده براشون میاد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 24 شهریور 1397 10:45 ب.ظ
سلام...داستان خیلی جالبی بود...مرسی از داستان زیبات...موفق باشی
nova عزیزی
جمعه 2 شهریور 1397 03:36 ق.ظ
سلام. این اولین فیکیه که ازت میخونم و صادقانه بگم از اون لحطه ای که خوندم ذهنمو درگیر خودش کرده. اول از همه ام بگم قبل خوندن کاملا به ژانرش دقت کردم و انتخاب کردم بخونم و نه پشبمونم و نه حس گناه بهم دست داده این یه فیکه و تجربه ی متفاوتی تو فیک خوندن برای من حساب میشه و بابتشم ازت ممنونم خب برسیم به خود فیک:اولین نکته ای که نظر منو به خودش جلب کرد، زاویه ی دید متفاوت داستان بود که حداقل من قبلا این مدلی نخونده بودم و برام جالب بود. و اینکه طراحیه کاراکترا به قدری جالب بود که واقعا برای مدت طولانی به این فکر میکردم که چیشد عشق بین شیون و ججونگ به اینجا کشید؟ آیا واقعا رابطشون عشق بود؟ با گریزی که به گذشته ی ججونگ زدی، تا حدودی با زندگی و مشکلاته ججونگ آشنا شدیم، ممکنه احساسی که ججونگ به شیون داشت، یه حس قدردانی بخاطر پناه دادن بهش بوده باشه؟ وگرنه چطور ممکنه در طول یکی دو روز به کس دیگه ای دل بست؟ مورد دیگه ای که شاید کمتر بهش توجه شد،اشتباه خود شیون بود! حس همدردی نسبت به شیون نباید از این نکته غافلمون کنه که شیون همسر زیبا و افسونگرشو با دوست جوون و جذابش تو خونه تنها گذاشت و خب این موقعیت میتونه هر کسیو وسوسه کنه! و از طرف دیگه شیون با دونستن گذشته ی یونهو اونو تو خونه ش مهمون کرد و حتی در این مورد به ججونگ توضیح خاصیم نداد. و خاصترین کاراکتره فیک قطعا یونهو بود که واقعا شخصیت جالب و پیچیده ای داشت، اینکه واقعا چه اتفاقی تو گذشتش افتاده خیلی در موردش صحبت نشد و انگیزه ی واقعیش واسه نزدیک شدن به ججونگ هم حداقل برای من تو هاله ای ار ابهام موند، عشق بود، یا یه هوس زودگذر؟ در مورد این فیک میشه ساعتها نشست و تجزیه و تحلیلش کرد که متاسفانه زمان محدود من اجازه ی حرف بیشتری نمیده. در آخر ممنون واسه قلم خوب و روونت و وقتی که پای نوشتنش گذاشتی و امیدوارم بازم فیکایه قشنگتو بخونم
nova این جالبترین کامنتی بود که دریافت کردم.
خیلی خیلییییییییی برداشتت به منظور ذهنی من نزدیک بود.
با همه حرفات موافقم.
مسلماااااا حس شیون به جه عشق نبود و ترحم بود. هم چون توی گذشته, یونهو تعریف کرد که شیون دوست دختر داشته و هم در آخر داستان, شیون با یه دختر ازدواج کرد, این دو نکته, نشون میداد که شیون کلا تمایلش به دخترا بود و به خاطر ترحم با جه ازدواج کرده و البته جه هم این مساله رو میفهمیده و شاید همین مساله براش کمبود عشق محسوب میشده و فقط فکر میکرده که با شیون یه زندگی عاشقانه داره, به همین خاطر خیلی فوری تحت تاثیر اعتراف صادقانه عاشقانه یونهو قرار میگیره. شیون هم قطعااااا مقصرانه عمل کرد. اعتماد بی خودش و آسون گیریش, باعث بانی همه چی شد. در مورد انگیزه ی یونهو به جه, به طور تعامدی ابهام انگیز نوشتم, چون پایان این داستان باید گنگ تموم میشد. اما اگه نظر خودمو بخوایی, احساس یونهو, هوس محض نبود.
خیلی خیلی کامنتت برام جذاب بود عزیزم. ببخشید که دیر جواب دادم.
پنجشنبه 1 شهریور 1397 08:06 ب.ظ
و در آخر پایان کامنت قبلم که نصفه اومد باید بگم پیشنهاد میکنم این فیلمو ببینین prayers for bobby
در مورد آشغالاییه که با جمله ی گناه بزرگیه و شما گناهکارین و توی جهنم میسوزین ،زندگی بقیه رو خراب میکنن .
توی این فیلم مادری که باعث خودکشی پسرش شده اونم فقط بخاطر‌گرایش متفاوتش از کشیش میپرسه :تو بهشون چی میگی که خدا اینکارارو دوست داره؟
کشیش فقط گفت من بهشون میگم : خدا شمارو همونطوری که هستین دوست داره .

هموفوبیک یه بیماریه اما هم.جنس خواهی نیست پس بهتره این افراد خودشونو زودتر به یه دکتر نشون بدن تا کمکشون کنه و از این اُملی در بیان .

در‌مورد این فیکم باید بگم محشر بود ،داستان متفاوت ،ژانر عالی ،قلم عالیتر پیشبرد و گفتگوی متعادل و حرفه ای . واقعا دست دوست گلم درد نکنه که باعث شد بعد چند ماه داستان خوبی رو بخونیم
nova ♡♡♡
پنجشنبه 1 شهریور 1397 07:48 ب.ظ
وااای عزیزم چقد خوب شد ک زود خوندمش

چققققدر خوشگل بودو حس عشق و خوشبختی ججونگ و شیوونو واقعا زیبا نشون میدادی.

راستش هم تلخ بود و هم متفاوت.جوری ک اصلا حدس نمیزدم چطور قراره پیش بره.

چشمای غمزده ی یونهو ک ججونگ حتی از پشت کراوات متوجهش میشد و درکش میکرد...شاید بیشتر از عشق حس شهوت و بعدم ترحم بود.یا همونطور ک خودت گفتی دیوونگی ک ب همه چیز می ارزه!

اون شعری ک یونهو خوند واقعا واسم خاص و زیبا بود.

و ضربه ی آخرو شیوون با کتک هایی ک ب ججونگ میزد،به ما زد.اصلا فکرشم نمیکردم یونهو چنین سرنوشتی داشته باشه و چنین آدمی باشه!!

شخصیت ججونگ شخصیت وابسته ای بود.ک این باعث میشد ب هرچیزی تن بده.اما شجاعت خاص خودشم داشت‌.

درکل خسته نباشی.واقعا من کارات و قلمتو دوس دارم
nova وای ساینا خوشحالم که دوست داشتی.
چیزی که در مورد شخصیت ججونگ بود, کاملا همین بود.
مرسییییی که نظرتو گفتیییییییی
پنجشنبه 1 شهریور 1397 07:40 ب.ظ
اول از همه باید بگم این فیکشن و کسی نوشته که من بهش با تمام وجودم افتخار میکنم نه تنها دوستمه بلکه یه الگوی بی نقصه که همیشه توی ذهنم میخوام مثل اون شم .
این چندمین باریه که بخاطر‌استعدادش نگارش نوشته شو عوض کرده و یه اثر‌متفاوت و عالی از خودش به جا گذاشته .

پس به اون دختر بچه ی حسودی که پایین نظر بد گذاشته و خواستهتوبه کار بودنشو بهم نشون بده بگم : امیدوارم بیماری دو شخصیتی بودنت خوب شه برات واقعا از صمیم قلبم دعا میکنم .
یعنی یه داستان تونسته زندگیتو عوض کنه و اون دنیای پوچ پاکتو تغییر بده؟ بابا تو دیگه کی هستی چقدر پس سُست عنصر و ضعیفی ، بازی ن.ه.ن.گ آبی برای امثال تو طراحی شده که اکسیژن و هدر ندین .
اگه هنوز نتونستی فرق بین داستان و واقعیت رو از هم تشخیص بدی و خوب و بدی زندگی و سرگرمی و رمان ارو.تیک رو که توی همه ی کشورا هست با دین و خدا و پیغمبر قاطی میکنی باید بهت بگم بزرگ شو .
از لحاظ عقلی رشد کن و بفهم.
حرفات منو یاد یه بنده خدایی میندازه که دائم خود.ار.ضایی داشت و مدام انجامش میداد با لذت، بعد که ارضا میشد عذاب وجدان به سراغش میومد و توبه میکرد
از نظر من که خیلی شبیهین .
نه میتونین بیخیال عادتتون بشین ،نه میخوایین قید لذت بردنشو بزنین.
البته اینقدر توی این فندوم بودم که بدونم دم ماه محرم و ماه رمضون عده ای به توبه رو میارن و بعد این ماه باز به روال قبلشون برمیگردن .
امثال تو که هنوز رشد عقلی کافی ندارن نباید بیان نت ،بهت توصیه میکنم اگه اینقدر مذهبی هستی و برات مهمه و ساعت سه نصف شب داشتی پیام میذاشتی اینجا و حتما برای نماز شب بیدار شدی ،کلا قید کی پاپ و بزن چون همه ی مراجع تقلید گفتن شنیدن صدای آواز نامحرم و دیدن بدنش جزو گناهای بزرگه .
nova عزیزمیییییییییییی شمااااااا.
ولی اون چیز خوبا که درباره ی من گفتیییییییییی,
کاملا اغراق بود. مرسی هستی
پنجشنبه 1 شهریور 1397 04:53 ب.ظ
دو نداره؟ مثل همیشه عالی بودی
داستانای اینطوری معمولا یکی از شخصیتا منفور میشه ولی توی این همه رو دوس داشتم
منتظر کارای دیگت میمونم
nova نه عزیزم:)))))) ۲ ندارههههههههههه
نهایت تلاشم این بود که هر ۳ تا به یه اندازه مقصر باشننننن.
مرسی که برات منفور نشدن.
به زودیییییییی انشالله با کاری تازه
پنجشنبه 1 شهریور 1397 03:04 ب.ظ
سلام خسته نباشید سایت قشنگی دارید، اگه دوست داشتید به سایت ما هم سر بزنید
و اگه خواستید خوشحال میشیم با هم تبادل لینک داشته باشیم، سایت تفریحی فارس فان بیشتر از 20هزار بازدید کننده داره و میتونه به افزایش بازدید وبلاگتون هم کمک کنه
http://www.farsfun.ir/links
پنجشنبه 1 شهریور 1397 01:49 ق.ظ
درود عزیزم

واااااااااااااااااااااااااقعا جالب بود و زیبا
من که دوسش داشتم
از لحاظ نوشتاری متفاوت و البت موضوعش خوب بود

چه حسی داشت بیچاره ججونگ و البت کلی دلم برا شیوون سوخید

ممنون عزیزم
nova میترااااااااای گلم, مرسی که خوندی.
^^
و دوست داشتییییییییییییییییییی. حس بی نهایت بدی داشتن همشون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر